خرید بک لینک
ستاره و سحرنازم28 ماهگیتون مبارک ازکارهای ستاره و سحر می خوام دراین پست بگم که روابط اجتماعیشون بهتر شده ودرکنار بچه ها بازی می کنند وابستگیشون به مامان و باباشون و داداششون امیرحسین بیشتر شده وگاهی وقتا ازشون می پرسید مامانت رو دوست داری یا بابات رو ؟ میگه مانی،بابایی، یعنی می خواد بگه هردوتاشون رو دوست دارهحرف زدنش خیلی خوب شده مخصوصا جمله بندی هاش وتازگیا مخالفت کردن رو یادگرفتند واز کلمه ی نه،نمی خوام،نمی خوابم،نمیام،دوست ندارم و...ووقتی می خوای از هردوشون عکس بگیری ستاره وای می ایسته و ژست می گیره تا بخوای ازش عکس بگیری و لی سحر نه

برچسب: نویسنده: حسین کاشانی تاريخ: چهارشنبه 27 بهمن 1395 ساعت: 3:33

به نام خدا ...سلام دوباره اومدم با یک پست جدید وبایک عکس قدیمی از امیرحسین نازم و پسرداییش امیرعلی(پسردایی مجتبی اش که این عکس عکس تقویمی هستش که دایی محسن امیرحسین عمو محسن امیرعلی درست کرده اند قبلا ویادمه اون زمان ها دایی محسن امیرحسین عموی امیرعلی تقویم درست کردند وبه ما هم دادند ومن اومدم یکی از اون عکس هارو بگذارم که این عکسشون برای فصل پاییز بودش.

برچسب: نویسنده: حسین کاشانی تاريخ: چهارشنبه 27 بهمن 1395 ساعت: 3:33

به نام خدا ...امروز 1395/11/11 هستش وخاله نجمه و ستاره و امیرحسین اومدند خونمون وسحر و مامانش و باباش رفتند دکتر ووسط راه تاکسی گرفتند وخاله نجمه و ستاره وامیرحسین با تاکسی اومدند وتا جای خونمون ستاره فقط داشته گریه می کرده ووقتی اومد خونمون هم داشت گریه می کرد که براش عموپورنگ گذاشتم و خوشحال شد وبرگه هم براش آوردم ونقاشی داره می کشه الان وامیرحسین هم کنار من نشسته وعموپورنگ نگاه می کنه وستاره هم هراز گاهی به من نگاه می کنه و میگه کیشیدم ومنم می گم کشیدی؟ ومیگه بله ، فدای اون بله گفتنت بشم من عشقم وچند باری هم که مامانم به من گفتش که بیام و به داداش صادقم زنگ بزنم و بهش بگم که میوه بخره و تا پا میشدم برم زنگ بزنم ستاره من رو صدا می کرد و گفت خاله بیابیشین ومنم تا وارد اتاق می شدم خوشحال میشدش ستاره ووقتی داداش صادقم ازسرکار اومدش ووارد اتاق شد برای ستاره دست تکون دادوبهش خندید وستاره یکدفعه زد زیر گریه ورفت توی آشپز خونه بغل مامانش وگریه کرد و ازآخر آروم شد واینن گریه کردن ستاره یک بار دیگه هم اتفاق افتاد وباز هم ازداداش صادقم ترسید وبار دومش موقع شادم بودش واینکه بعداز شام من رفتم ک

برچسب: نویسنده: حسین کاشانی تاريخ: چهارشنبه 27 بهمن 1395 ساعت: 3:33

صفحه بندی